محمدباقر قالیباف نامزد انتخابات مجلس یازدهم از تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس

محمدباقر قالیباف نامزد انتخابات مجلس یازدهم از تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس

شناسنامه

نامسال تولدتحصیلاتشغل
محمدباقر قالیباف۱۳۴۰دکترای جغرافیای سیاسیعضو مجمع تشخیص مصلحت نظام
حوزه انتخابیهسابقه نمایندگیسابقه کاندیداتوریوابستگی سیاسی
تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس از استان تهراننداردنداردچند بار کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری بوده استاصولگرا 

«محمد باقر قالیباف» اهل طرقبه، منطقه‌ای ییلاقی در اطراف مشهد است. او در حال حاضر استاد دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است. قالیباف در سال ۱۳۶۱، با ۲۱ سال سن، فرمانده تیپ امام رضا و در ۲۲ سالگی، فرمانده لشکر ۵ نصر خراسان شد.  جنگ اگر برای بقیه جنگ بود، برای قالیباف جوان، نردبان ترقی شد. بعد از جنگ نیز قالیباف همچنان در سپاه ماند تا بالاخره در سال ۱۳۷۳، فرماندهی قرارگاه خاتم‌الانبیا که اغلب پروژه‌های عمرانی کشور به آن واگذار می‌شود، به او سپرده شد. تنها سه سال بعد، به دستور رهبر جمهوری اسلامی ارتقا گرفت و به فرماندهی نیروی هوایی سپاه منصوب شد. قالیباف بین سال‌های ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۳، فرمانده نیروی انتظامی ایران بود و در سال ۱۳۸۳، با حکم محمد خاتمی، رییس جمهور وقت، رییس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز شد. گفته می‌شود که قالیباف با پول‌های برخی قاچاقچیان وارد کارزار انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ شد.

قالیباف از سال ۱۳۸۴ که در انتخابات ریاست جمهوری شکست خورد تا سال ۱۳۹۲، شهردار تهران بود. در این دوران و بعد از آن گزارش‌های بسیاری از فساد اقتصادی او، دوستان و اعضای خانواده‌اش منتشر شد. در یک مورد با افشای واگذاری بیش از ۲۰۰ ملک و زمین در شمال تهران به مدیران و نزدیکان او با تخفیف ۵۰ درصدی توسط معماری نیوز، سردبیر این سایت بازداشت شد. با همکاری بخش هایی از قوه قضاییه، هیچ‌گاه پرونده‌های فساد اقتصادی قالیباف پیگیری جدی نشدند و او تا به‌حال از زیر بار این اتهامات قسر دررفته‌است.

قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ برای بار دیگر شکست خورد و از آن تاریخ دیگر فعالیت سیاسی خاصی نداشته‌است. او در ۱۶آذر۱۳۹۸ یعنی روز آخر ثبت‌نام انتخابات مجلس یازدهم، با سروصدای رسانه ای بسیار از تهران، ثبت‌نام کرد و صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز حضور او در وزارت کشور برای ثبت‌نام را پوشش خبری داد.

پنج اولویت اصلی استان تهران

بنا بر تحقیق کارشناسان ایران‌وایر، پنج اولویت اصلی استان تهران موارد ذیل هستند:

بررسی سابقه کاری قالیباف و رابطه آن با چالش‌های استان تهران

محمدباقر قالیباف به مدت ۱۲ سال شهردار تهران بود. در این مدت قالیباف، به عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی شهر تهران، به اندازه کافی فرصت داشت تا دست‌کم درباره چهار چالش از پنج چالش امروز تهران، یعنی شکاف طبقاتی، فساد، مشکلات شهری و ریسک زلزله تاثیرات ماندگاری داشته‌باشد. اما آن‌چه در عمل اتفاق افتاد برعکس انتظارات بود.

چالش اول:

قالیباف در مقام شهردار شهر تهران می‌توانست در کاهش دوقطبی و شکاف طبقاتی در شهر تهران و حومه آن، به‌طور مستقیم موثر باشد. هرچند روند توسعه شهر تهران بر مبنای شمال ثروتمند و جنوب فقیر، مربوط به یکی دو دهه اخیر نیست و تاریخچه آن به دهه ۴۰ باز می‌گردد، اما کارشناسان توسعه شهری معتقدند که شهرداری‌های تهران می‌توانستند  از طریق گسترش شبکه‌های حمل و نقل عمومی بین شمال و جنوب و تغییر رویکرد در منابع درآمدی شهردار، از میزان این شکاف طبقاتی بکاهند.

آنگونه که عملکرد قالیباف نشان می‌دهد، علیرغم بودجه‌های گزاف شهرداری تهران در دوران قالیباف، این شهردار بیش از اینکه به ساخت زیرساخت‌های حمل و نقل بین مناطق حاشیه‌ای و جنوب و شمال و مرکز تهران علاقه‌مند باشد، به ساخت بزرگراه‌های پرزرق و برق در شمال تهران ، ساخت و ساز مگامال‌ها و برج‌سازی در زمین‌های شمال، شمال شرق و شمال غرب تهران که سنتا در اختیار سپاه پاسداران بوده‌اند، علاقه‌مند بوده‌است. نمونه این ساخت و سازها، بزرگراه دو طبقه صدر در شمال شرق تهران، در شمال غرب تهران، دریاچه خلیج فارس چیتگر که از نظر محیط زیستی یکی از چالش های جدید تهران است، برج‌‌سازی‌های اطراف آن و مجموعه ایران مال، ساختمان‌سازی‌های بسیار در محوطه تپه‌های عباس‌آباد در شمال تهران و تغییر کاربری و ساخت و ساز در باغات شمال تهران و شمیرانات است. ساخت مگامال‌های دیگری چون کوروش و پالادیوم از دیگر پروژه‌های به اصطلاح «عمرانی» دوران قالیباف برای تهران بوده‌است که عملا  او را در خدمت سرمایه‌داران و ثروتمندان قرار داده‌، نه شهر و ساکنان آن.

این در حالیست که در ۱۲ سال پربودجه ریاست قالیباف در شهرداری تهران، ظرفیت متروی تهران تنها ۵ برابر شد و ۳۰ کیلومتر به خطوط متروی تهران و کرج افزوده شد. گفته می شود که ظرفیت متروی تهران در سال ۱۳۹۱ دو و نیم میلیون مسافر در روز بوده و این رقم در سال ۱۳۹۶نیز همچنان همان دو و نیم میلیون مسافر باقی‌ماند. سیستم اتوبوسرانی بی‌آرتی نیز که قالیباف از دیگر دستاوردهای خود در حوزه حمل و نقل می خواند، علنا فقط در دو خط شرق به غرب و شمال به جنوب راه‌اندازی شد که نه‌تنها مشکل شلوغی اتوبوس‌ها را حل نکرد، بلکه سیستم اتوبوسرانی قبلی و تردد ترافیک در ساعات پر رفت و آمد را نیز دچار اختلال کرد. در مورد توسعه حمل و نقل عمومی حاشیه‌های شهر تهران به تهران و برعکس نیز اطلاعات خاصی در دسترس نیست.

عامل دیگری که ممکن بود در شهرداری تهران به کاهش شکاف طبقاتی بیانجامد، تغییر رویکرد شهرداری در کسب درآمد از طریق فروش تراکم بود. انبوه‌سازی‌های شمال تهران که اثر مستقیم فروش تراکم به مافیای زمین و ساختمان است، به بسته شدن کریدورهای بادی شهر تهران که در واقع کیفیت هوای مرکز و جنوب تهران را تضمین می‌کردند، منجر شده‌است. همین امر یکی از عمده‌ترین مشکلات در زمینه کاهش کیفیت زندگی و سلامت ساکنان جنوب تهران است که در نبود سیستم عادلانه بهداشت و درمان، به دایمی شدن فقر در جنوب تهران دامن می‌زند.

 شهرداری تهران البته از فروش محدود تراکم در جنوب تهران نیز غافل نشده و زمین‌هایی در جنوب و مرکز تهران  را که پیشتر محل جمع‌شدن ساکنان محله، پارک یا مراکز تفریحی بودند به پاساژ و مراکز خرید تبدیل کرده‌است. نمونه این مراکز خرید، مرکز خرید تیراژه ۲ در محدوده میدان امام حسین در شرق تهران است. جالب توجه است که در دوران قالیباف، به اندازه ۵ برابر بودجه بهبود محیط زیست، به تبلیغات مذهبی و «گسترش فرهنگ دینی، ملی و ارز‌ش‌های انقلاب اسلامی» بودجه اختصاص داده شده‌است.

چالش دوم: 

در مورد مشکلات شهری، در دوره قالیباف، ترافیک و آلودگی هوای تهران به وضعیت بحرانی رسید و این روند در چهار سال گذشته نیز همچنان ادامه یافته‌است. در واقع بغرنج‌تر شدن ترافیک تهران و در پی آن آلودگی هوا مستقیما اثر فعالیت‌های «عمرانی» در دوران قالیباف است. بنابراین، به نظر می‌رسد که عوامل مربوط به مشکلات شهری در ارتباط مستقیم با چالش اول، یعنی شکاف طبقاتی هستند.  توجه ویژه به ساخت و ساز و توسعه شمال تهران و بی توجهی به موضوع ترافیک و حمل و نقل عمومی در کور شدن گره ترافیک تهران تاثیرگذار بوده‌است. برغم توسعه بزرگراه‌های بسیار در مناطق شمالی تهران، به دلیل تمرکز مراکز تجاری و اداری و دولتی در شمال تهران و تمرکز بالای جمعیت در مرکز، جنوب و حاشیه‌های تهران چون اسلامشهر، شهر قدس، پرند و رباط‌کریم، شاه‌راه‌های ارتباطی چون بزرگراه نواب و چمران، امام‌ علی و یادگار امام، همت، حکیم و نیایش به مشکل اصلی ساکنان تهران در ساعات پر رفت و آمد تبدیل شده‌اند. شاه‌راه‌های دیگری چون جاده ساوه، آزادراه تهران-کرج، جاده قدیم و جاده مخصوص کرج و جاده خاوران و مشیریه نیز از این موضوع مستثنی نیستند.

عدم تخصیص بودجه کافی به حمل و نقل ریلی و بی توجهی دولت‌ها از یک سو و نادیده‌گرفتن عامدانه موضوع حمل و نقل عمومی از سوی شهرداری تهران از سوی دیگر، به بسته‌تر شدن راه‌های تهران و حومه آن منجر شده‌است. به‌طوریکه تردد در تهران بزرگ به طور متوسط یک دهم از وقت روزانه ما، یعنی ۲ ساعت و نیم را به هدر می‌دهد.این در حالیست که در شهری به وسعت لندن و با جمعیتی به مراتب بیشتر از تهران، افراد روزانه ۵۴ دقیقه از وقت خود را صرف رفت و آمد می‌کنند.

در موضوع آلودگی هوا نیز، هر چند مدیریت قالیباف تنها عامل افزایش میزان آلودگی پایتخت و شهره و شهرک‌های اطراف آن نبوده، بلکه مدیریت ناکارآمد وی یکی از عوامل اصلی در این زمینه محسوب می‌شود. شهرداری تهران در زمان قالیباف از طریق فروش تراکم، حمایت از برج‌سازان و انبوه‌سازان در شمال تهران و صدور مجوز تغییر کاربری باغات، به طور مستقیم بر آلوده کردن هوای تهران تاثیر داشته‌است. 

چالش سوم:

نام قالیباف با فساد گره خورده‌است. پرونده‌های فساد او در زمان شهرداری جزو بزرگترین پرونده‌های فساد تاریخ ایران هستند که متاسفانه با هیچکدام برخورد قضایی صورت نگرفته‌است. از جمله این پرونده‌ها می توان به پرونده املاک نجومی اشاره کرد که توسط وب‌سایت معماری نیوز برملا شد. در گزارش معماری نیوز از نامه سازمان بازرسی کل کشور، آمده بود که  ۲۵۰ ملک همگی در شمال تهران، به برخی از مدیران شهرداری، اعضای شورای شهر، یک نماینده مجلس، یک مقام نیروی انتظامی و چند مقام و مامور حراست با تخفیف ۵۰ درصد و با اقساط ۶۰۰ ماهه، واگذار شده‌است. ارزش این کلاهبرداری، ۲ هزار و دویست میلیارد تومان ذکر شده‌بود، یعنی کمی کمتر از اختلاس سه هزار میلیارد تومانی مدیران بانکی که جنجال بزرگی ایجاد کرد.

پرونده بعدی فساد مالی قالیباف و نزدیکانش را محمدعلی نجفی علنی کرد. نجفی صد روز پس از اینکه شهرداری تهران را از قالیباف تحویل گرفت با گزارشی راهی شورای شهر شد که پرده از اختلاس یک میلیارد و ۴۳۰ میلیون تومانی قالیباف برای پوشش هزینه‌های انتخاباتی او در سال ۱۳۹۶ برمی‌داشت. در این اختلاس قالیباف با شرکتی اقماری از نیروی انتظامی قراردادی بسته بود که ارزش واقعی آن فقط ده میلیون تومان بود، ولی عملا یک میلیارد و ۴۳۰ میلیون تومان در این قرارداد به شرکت اقماری نیروی انتظامی پول پرداخت شده بود و شرکت نیز با کمی تاخیر پول را به حساب رییس ستاد انتخاباتی قالیباف منتقل کرده بود.

همسر و فرزند قالیباف نیز از اتهام فساد مبرا نبوده‌اند. پرونده خیریه امام رضا به مدیریت زهرا مشیری همسر قالیباف، نیز یکی دیگر از پرونده‌های فساد مالی اوست که خبرساز شد ولی همچنان بی نتیجه ماند.

همچنین گفته می شود که شهرداری تهران در دوران قالیباف با سرباز زدن از حسابرسی‌های سالانه باعث بالا آمدن بدهی ۵۲ هزار میلیارد تومانی در شهرداری تهران شده‌است که معلوم نیست این پول‌ها دقیقا کجا و صرف چه مخارجی شده اند.

چالش چهارم: 

توسعه نیافتگی حمل و نقل عمومی، تاریکی معابر و افزایش تعداد پل‌های عابرپیاده به جای گذرگاه‌های همسطح، نقش مستقیمی در افزایش آسیب‌های اجتماعی چون آزار و اذیت خیابانی زنان دارد. همچنین صرف بودجه‌های فرهنگی گزاف برای تبلیغات مذهبی و گاه زن ستیزانه در دوران مدیریت قالیباف در شهرداری تهران، به جای تلاش برای ارتقای فرهنگ اجتماعی که مشارکت زنان در فضاهای عمومی را تشویق می‌کند نیز از دیگر دلایل سخت‌‌تر شدن اوضاع برای زنان است.

در بحث آسیب‌های اجتماعی، موضوع کودکان کار، از موضوعات کلیدی است. قالیباف نیز همچون بسیاری دیگر از سیاستمداران جمهوری اسلامی از کودکان کار برای تبلیغات رسانه‌ ای خود سواستفاده کرده‌اند. اما، در واقع نه تنها اقدامی برای حل مشکلات این کودکان انجام نداده‌اند، بلکه با تعطیل کردن سازمان‌های حامی این کودکان، دامن زدن به فقر و دایمی کردن آن، شرایط را برای این کودکان سخت‌تر نیز کرده‌اند. 

به‌عنوان نمونه، در روزهای پایانی حضور قالیباف در شهرداری تهران، انجمن دفاع از کودکان کار و خیابان در پاسگاه نعمت آباد که برای مدتی بیش از ۱۰ سال فعالیت حمایتی، آموزشی و پرورشی برای کودکان کار و خیابان داشت، در پی تهدیدهای بسیار از سوی شهرداری و نهادهای امنیتی، بالاخره در اردیبهشت ۱۳۹۶ پلمپ شد. همچنین شهرداری تهران از طریق همکاری با شورای اجتماعی شهر تهران در طرح‌های متعدد غیرانسانی «جمع‌آوری کودکان کار» دست داشته‌است. کارکرد اصلی این‌گونه طرح‌ها انسان‌زدایی کردن از کودکان کار و تقلیل آن‌ها به ابژه‌های مافیای تکدی گری است. این در حالیست که بسیاری از این کودکان، مستقلا و بدون وابستگی به مافیای تکدی‌گری، مسوولیت نگهداری و تامین هزینه‌های خود و خانواده خود را برعهده دارند و به شکل انفرادی کار می‌کنند.

رویکرد شهرداری تهران در دوران قالیباف به مساله دستفروشی نیز مشابه مساله کودکان کار است. شهرداری به جای کمک به کاهش شکاف طبقاتی و افزایش عدالت اجتماعی، با حمایت مستقیم و هم‌جانبه از مافیای مسکن، هزینه زندگی در شهر تهران و حاشیه‌های آن را به قدری بالا برده‌است که امکان زندگی از بسیاری سلب شده و ناچارا به دستفروشی روی آورده‌اند.

چالش پنجم: 

ایمن سازی شهر تهران در مقابل زلزله یکی دیگر از چالش‌های شهر تهران و شهرستان‌های حاشیه آن است که محمدباقر قالیباف به‌عنوان شهردار تهران می توانست در آن نقش مهمی را ایفا کند. اما آنچنان که گفته می‌شود، حتی پروژه‌های عمرانی چند میلیارد دلاری او، چون تونل توحید و پل صدر نیز در مقابل زلزله ایمن نیستند. گفته می‌شود که پل صدر، از نظر مهندسی شبیه پول کوبه ژاپن است که در زلزله سال ۲۰۱۱ در ژاپن فرو ریخت و صدمات بسیاری وارد کرد.

همچنین در دوران قالیباف، مجوز ساخت برج‌های بسیاری بر روی گسل‌های فعال تهران صادر شد که میزان خسارت‌های احتمالی زلزله شدید در تهران را به میزان قابل توجهی افزایش می‌دهد. از جمله این مجوزها، مجوزهای برج سازی بر روی گسل شهرک غرب و سعادت آباد و محدوده باغ شاطر در شمال تهران است. 

هرچند که به عقیده برخی کارشناسان، ساختمان‌های تهران چندان نیز در برابر زلزله ناامن نیستند، ولی تراکم بالای جمعیت در معابر تنگ که نتیجه مستقیم سیاست‌های فروش تراکم در شهرداری تهران است، در شرایط بحرانی و اضطراب‌آوری چون زلزله که همه به فکر خروج از ساختمان‌ها و رسیدن به فضای باز هستند، می تواند موجب کشته شدن میلیون‌ها نفر زیر دست و پا شود.

تطابق برنامه‌های محمدباقر قالیباف با مشکلات حوزه انتخابیه

قالیباف بهتر از شخص دیگری در ایران، تهران و مشکلات آن را می‌شناسد، بنابراین برنامه های اعلام شده از سوی او نیز قاعدتا با مشکلات حوزه انتخابیه او همخوانی بسیاری دارند. اما، سوال اصلی اینجاست که با توجه به سابقه او در بی توجهی به مشکلات اساسی تهران، آیا قالیباف اراده‌ای برای حل این مشکلات که خود در واقع سازنده و گسترش دهنده بسیاری از آن‌ها بوده، دارد یا خیر.  

بیشتر از برنامه‌های عملی قالیباف برای انتخابات مجلس یازدهم، فعلا برنامه های سیاسی او در رسانه‌ها بازتاب داده می‌شوند. به نظر می‌رسد قالیباف این‌بار با شعار «نواصولگرایی» سعی در جذب اصولگرایان جوان دارد و ریاست مجلس یازدهم را هدف گرفته‌است. همچنین گفته می‌شود که قالیباف ناامید از حمایت اصولگرایان سنتی، به دیدار محمود احمدی‌نژاد رفته‌، تا بدنه اجتماعی احمدی‌نژاد را با خود همراه کند. 

با توجه به اینکه در زمان نگارش این گزارش، فرصت قانونی تبلیغات انتخاباتی هنوز شروع نشده، از برنامه‌های عملی قالیباف برای مجلس یازدهم خبر چندانی در دست نیست. او تنها در چند مورد با اشاره به شعار تبلیغاتی‌اش برای ایجاد «مجلسی نو»، از ناکارآمدی سیستم قانونگذاری در جمهوری اسلامی انتقاد کرده و خواهان اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شده‌است.

همچنین با توجه به سابقه او در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۹۶  و گمانه‌زنی ها از همکاری او با محمود احمدی‌نژاد در انتخابات آتی مجلس، به نظر می‌رسد که قالیباف در انتخابات مجلس یازدهم، بیشتر تمرکز خود را روی موضوع شکاف طبقاتی و فقر بگذارد و احتمالا ادعای خود درباره ۹۶ درصد و ۴ درصد را دوباره پیش بکشد. همچنان به دستاوردهای خود در زمینه‌های عمرانی در شهرداری تهران تکیه کند تا با عوا‌م‌فریبی رای  دو جبهه مختلف اصولگرایان، یعنی اصولگرایان به اصطلاح «نواصولگرا» و نیز اصولگرایان نزدیک به احمدی‌نژاد را از آن خود کند.

وعده‌های به‌یاد ماندنی محمدباقر قالیباف

  • من نماینده و صدای ۹۶ درصدی‌ها هستم که ۴ درصد سرمایه‌داران در مقابل آن‌ها ایستاده‌اند.
  • مشکل صادرات با وجود عملکرد و روحیه  ۴ درصدی ها حل نخواهد شد، زیرا این افراد اجازه به  صادرات نخواهند داد چون منفعت آنها در واردات است .
  • نمی توانیم با وجود این همه منابع کشور را درست اداره کنیم چون مدیریت درست نداریم و فساد اجازه نمی دهد. 
  • اگر ما می‌خواهیم نظام بروکراسی و نظام فشل و حجیم اجرایی را حل کنیم باید قانون‌گذاری‌ها را اصلاح کنیم.
  • مجلس باید پاسخگو و مردمی باشد و نمایندگان در مجلس وکیل ملت باشند نه وکیل الدوله.
  • درآوردن چوب از لای چرخ اقتصاد و دولت کار مجلس است.